شبهای تهران

دو سه شب پيش خاکبرداری داشتيم و کار رو از ساعت 9 شب شروع کرديم . از ساعت 12 که خيابان خلوت شد بدون اغراق می تونم بگم که 90 درصد ماشينهايي که از خيابون رد می شدند ماشينهای سنگينی بودند که همه اشون يه جورايی به کار ساختمون مربوط بودند . هوا هم بسيار عالی بود و نسيم خنکی می وزيد که صورت رو نوازش می داد . حدود ساعت 4 صبح کار تموم شد و من پس از رسوندن يکی از عوامل کارگاه به منزل به سمت خونه روونه شدم . رانندگی تو اون ساعت شب تو اتوبانهای تهران خيلی لذت بخش بود به خصوص بهمراه موسيقی سنتی زيبايی که راديو در اون ساعت پخش می کرد و بعد هم نوای گيتار روح بخش " جس کوک " . وقتی رسيدم خونه يه عالمه کار عقب مونده داشتم و يه راست رفتم سر کامپيوتر و حدود 7 صبح هم از خونه زدم بيرون بدون اينکه حتی يک دقيقه چشمهام رو روی هم بگذارم . وقتی همون مسير خلوت شب قبل رو با ترافيک شديد روز طی می کردم با خودم گفتم کاش هميشه شب بود چون تهران شبش يه چيز ديگه اس !!<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

/ 0 نظر / 16 بازدید